تبلیغات
نوای تـــار خنیاگر

نوای تـــار خنیاگر

آنکه میگوید دوستت میدارم خنیاگر غمگینی است که آوازش را از دست داده "شاملو"


Here is Iran. A mythical land with a thousand years of history.
I missed the whole country millennium civilization is the history of all nations.
Several years ago, music was flowing like blood in the veins of the country with heavy rhythms and significant
But now the people of my homeland have forgotten their own original music and dance
I try to open it up to the legacy of the people, ascribe to read the Arabic of the other person Lute
Nobody can get word to the language "A****c Gulf" is not


it FOREVER "Persian Gulf" remains

no other word




[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]


با توام ای لنگر تسکین

ای تکان های دل

ای ساحل آرامش

با توام

ای نور

ای منشور

ای تمام طیف های آفتابی

ای کبود ارغوانی

ای بنفشایی

ای نمیدانم

هرچه هستی باش

اما..کاش

نه ، جز اینم آرزویی نیست

هرچه هستی باش

اما باش.


قیصر امین پور



[ شنبه 7 فروردین 1395 ] [ 09:50 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ نظرات() ]


درود

نمیدونم کسی هست که از این غافله شبکه های اجتماعی عقب مونده باشه و این مطالب رو بخونه
ولی ، آهای! هر کسی که این نوشته ها رو میخونی
یه کامنت برام بذار

[ سه شنبه 27 بهمن 1394 ] [ 08:32 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ نظرات() ]










[ جمعه 9 آبان 1393 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]




درود...

خیلی وقته که خودم اینجا چیزی ننوشتم...

تابستون اومد و رفت...نمیتونم بگم تو یه چشم بهم زدن چون واقعا برای من زود نگذشت...ولی خوش گذشت

اصلا همین که صبح بدون استرس از خواب بیدار شی یه نعمت بزرگیه که خدا فقط تو 3 ماه تابستون به آدم میده!

خب با تموم شدن تابستون Misery starts

بهله دیگه...هر روز کوایز...هر روز امتحان...همش جزوه و آزمون و تا ساعت 3 مدرسه موندن و اوووووووووووووووهـ کلی بیچارگی...

ولی بهترین قسمتش
Being with friends فراموش نشه...!

البته امسال به دلیل تخصصی شدن شدید درس ها من از دوستام جدا میشم...دیگه اصلا انگیزه ندارم!!!

ولی خب شاید بازم بعضی کلاسامون باهم باشه...

در پایان اتمام خواب های شیرین دم صبح...گوش کردن به موسیقی...مطالعات آزاد بعد از ظهر...تمرین بدون استرس موسیقی...و فیلم دیدن شبانه رو به همه همدردان دانش آموز عزیز تسلیت عرض مینمایم...



باشد که تعطیلات نوروز هرچه زودتر فرا برسه و بعد از اون هم تابستون سال آینده...

البته این آخرین تابستون آسوده من بود...چون امسال سومم و سال دیگه (بیخیال حرفشو نزنم!)




Start the fall season, thousands of colors

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،



با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانی‌ست.
ورجز،اینش جامه ای باید .



بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست



گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .

باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن .
پادشاه فصلها ، پائیز

.

.

.

مـ . امید






[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 07:14 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]


رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده

شب مانده است و با شب، تاریکی فشرده

 

کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو؟

شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟

 

خاموش مانده اینک، خاموش تا همیشه

چشم سیاه چادر با این چراغ مرده

 

رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی

چشمان مهربانش یک قطره ناسترده

 

در گیسوی تو نشکفت آن بوسه لحظه لحظه

این شب نداشت ــ آری ــ الماس خرده خرده

 

بازی کنان زگویی خون می فشاند و می گفت

روزی سیاه چشمی سرخی به ما سپرده

 

می رفت و گرد راهش از دود آه تیره

نیلوفرانه در باد پیچیده تاب خورده

 

سودای همرهی را گیسو به باد دادی

رفت آن سوار با خود، یک تار مو نبرده

.

.

.

.

سیمین بهبهانی



[ یکشنبه 16 شهریور 1393 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]


آه ای زندگی منم که هنوز

با همه پوچی از تو لبریزم

نه به فکرم که رشته پاره کنم

نه بر آنم که از تو بگریزم

همه ذرات جسم خاکی من

از تو، ای شعر گرم، در سوزند

آسمان های صاف را مانند

که لبالب ز بادهء روزند

با هزاران جوانه می خواند

بوتهء نسترن سرود ترا


هر نسیمی که می وزد در باغ

می رساند به او درود ترا

من ترا در تو جستجو کردم

نه در آن خواب های رویایی

در دو دست تو سخت کاویدم

پر شدم، پر شدم، ز زیبائی

پر شدم از ترانه های سیاه

پر شدم از ترانه های سپید

از هزاران شراره های نیاز

از هزاران جرقه های امید

حیف از آن روزها که من با خشم

به تو چون دشمنی نظر کردم

پوچ پنداشتم فریب ترا

ز تو ماندم، ترا هدر کردم

غافل از آن که تو بجائی و من

همچو آبی روان که در گذرم

گمشده در غبار شوم زوال

ره تاریک مرگ می سپرم

آه، ای زندگی من آینه ام

از تو چشمم پر از نگاه شود

ورنه گر مرگ من بنگرد در من

روی آئینه ام سیاه شود

عاشقم، عاشق ستارهء صبح

عاشق ابرهای سرگردان

عاشق روزهای بارانی

عاشق هر چه نام تست بر آن

می مکم با وجود تشنهء خویش

خون سوزان لحظه های ترا

آنچنان از تو کام می گیرم

تا بخشم آورم خدای ترا!


Forough Farrokhzad




[ پنجشنبه 13 شهریور 1393 ] [ 11:01 ق.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]




گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم
گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

.
.
.
سیمین بهبهانی



[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 06:56 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]




[ دوشنبه 27 مرداد 1393 ] [ 11:03 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]


روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.

روزی که کمترین سرود

بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادری است

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل

افسانه یی ست

وقلب

برای زندگی بس است.

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.

روزی که آهنگ هر حرف

زندگی ست

تا من به خاطر آخرین شعر

رنج جست و جوی قافیه نبرم.

روزی که هر لب ترانه یی ست

تا کمترین سرود،

بوسه باشد .

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود.

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .

و من آن روز را انتظار می کشم

حتی روزی که دیگر نباشم

 

احمد شاملو



[ جمعه 20 تیر 1393 ] [ 10:05 ق.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]



روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست

 واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت

امروز همه روی زمین زیر پر ماست

بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــیز

 می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست

گر بر سر خـاشاک یکی پشه بجنبد

جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست

بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید

 بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخاست

ناگـه ز کـمینگاه یکی سـخت کمانی

 تیری ز قضاو قدر انداخت بر او راست

بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز

 وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست

بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی

 وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست

گفتا عجبست اینکه ز چوبست و ز آهن

 این تیزی و تندی و پریدنش کجا خاست

چون نیک نگه‌کرد و پر خویش بر او دید

 گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

.

.

.

ناصر خسرو




[ چهارشنبه 18 تیر 1393 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]


درود...

جشن فراموش شده تیرگان رو به همتون شادباش میگم...

برای اطلاعات بیشتر درباره جشن تیرگان به ادامه برید



ادامه جشن تیرگان

[ یکشنبه 15 تیر 1393 ] [ 01:21 ق.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]


درود...

من امروز داشتم در تارنگار دوستان گشتی میزدم که فهمیدم جشنی به نام "جشن نیلوفر" افزون بر تمام جشن های ایرانی هم داریم...

دلم نیومد راجبهش پست نذارم...



درباره جشن نیلوفر

[ پنجشنبه 5 تیر 1393 ] [ 11:42 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]



این بچه سرزمیـن من است ...

نیازندارد لباس مارک دار بپوشد...

همینطوری خوشتیپ ترین بچه دنیاست ...


[ یکشنبه 1 تیر 1393 ] [ 04:28 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]







درود...

نتیجه بازی ایران _ آرژانتین خیلی ناراحت کننده بود

داور نامرد...

مسی چیز...

ولی واقعا خیلی خوب بازی کردن...

براتون آهنگ یوزپلنگان از نیما عظیمی نژاد که بعد از بازی پخش شد رو واسه دانلود گذاشتم...

به امید پیروزی در بازی های آینده

Download





[ شنبه 31 خرداد 1393 ] [ 10:19 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]


درود...

اول موضعمو روشن کنم...این پست وبلاگم 180 درجه با هر چیز دیگه ای که اینجا هست فرق میکنه...این پست مربوط میشه به یکی از 3 قسمت تفریحات دوستداشتنی من که عبارت اند از:

1. تمرین خط  و موسیقی

2. مطالعه انواع کتاب ها

3.تماشای انیمیشن

دقیقا مربوط به قسمت سوم میشه...تا حالا زیاد از اون دو بخش علایقم پست گذاشتم ولی شاید فکرشم نکنید که من تا چه اندازه عاشق انیمیشنم...

البته نه هر انیمیشنی...فقط انیمیشنایی که کیفیت بالایی هم از نظر جلوه های تصویری و صوتی دارند و هم داستانشون فقط همون چیزی که به نظر میرسه نیست..

چجوری بگم؟ در واقعا پشت تمام صحنه هاش یه مفهوم فلسفی هست و تا چند روز همه فکر آدم رو به خودش مشغول میکنه و وادارت میکنه 10 بار بزنی از اول!!!

بگذریم

فردا 23 خرداد و 13 ژوئن قسمت دوم انیمیشن How To Train Your Dragon (چطوری اژدهاتونو آموزش بدید) به صورت 3بعدی اکران میشه و تا 4 جولای روی سینماهای آمریکا و کشور های دیگه میمونه...

قسمت اول این انیمیشن سال 2010 اکران شده و حدود 5 سال از اکرانش میگذره به دلیل موفقیت باور نکردنی این انیمیشن و مشهور شدنش توی تمام دنیا از جمله ایران ،به خاطر فیلمنامه جالب ،بهترین صحنه های پرواز و همچنین آهنگسازی "جان پاول"...کمپانی سازنده این اثر "Dream Works" شروع به ساخت قسمت دوم کرد...البته بین این سالها به دلیل درخواست مردم برای اینکه بدونن بعد از اون ماجرا چه اتفاقی میفته انیمیشن های کوتاهی مثل " افسانه اژدهای استخوانی " ، " کتاب اژدهایان " و " هدیه ای از خشم شب " به دنبال داستان اصلی روی پرده سینماها رفت...

موفقیت این اثر تا جایی بو که سال 2013 سریال های " اژدها سواران برک" و " اژدهایان مدافعان برک" مجموعا در 40 قسمت ساخته و از تلویزیون دریم ورکس پخش شده اند...


اگه تا الآن این انیمیشن فوق العاده و بی نطیر رو ندیدید بهتون پیشنهاد میکنم در اولین فرصت این انیمیشن رو ببینید...

HTTYD I











HTTYG II















بــــدرود...!








[ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 10:25 ب.ظ ] [ اهــــورا ]

[ comments() ]


.: تعداد کل صفحات 4 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه